تبلیغات
کسب درآمد از اینترنت - از بورس چه می دانید؟










« كسب درآمد از فروتل »
دوستانتان را به یك شغل پردرآمد و آسان دعوت كنید : « جزئیات »
Email:








بورس اوراق بهادار به معنی یك بازار متشكل و رسمی سرمایه است كه در آن خرید و فروش سهام شركت‌ها یا اوراق قرضه‌ی دولتی یا مؤسسات معتبر خصوصی، تحت ضوابط و قوانین و مقررات خاصی، انجام می ‌شود. مشخصه‌ی مهم بورس اوراق بهادار، حمایت قانون از صاحبان پس اندازها و سرمایه‌ های راكد و الزامات قانونی برای متقاضیان سرمایه است. بورس اوراق بهادار، از سویی مركز جمع آوری پس اندازها و نقدینگی بخش خصوصی به منظور تأمین مالی پروژه ‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت است، و از سویی دیگر، مرج رسمی و مطمئنی است كه دارندگان پس اندازهای راكد می ‌توانند در آن محل مناسب و ‌‌ایمن وجوه مازاد خود را برای سرمایه‌گذاری در شركت ها به كار انداخته‌ یا با خرید اوراق قرضه‌ی دولت‌ ها و شركت ‌های معتبر، از سود معین و تضمین شده‌أی برخوردار شوند.

سهم چیست؟

سهم به معنای بخشی از دارایی‌ های یك شركت یا كارخانه است. دارنده سهم، به همان نسبتی كه سهام در اختیار دارد، در مالكیت شركت یا بنگاه تولیدی شریك است.


فعالیت در
بورس

مزایای سرمایه‌گذاری در بورس

۱) افزایش قیمت سهام: وجود تورم از یك سو و حسن مدیریت در اداره‌ی امور شركت از سوی دیگر، ارزش سهام شركت را بالا می ‌برد. به تعبیری دیگر، سرمایه‌گذاری در سهام، صاحبان سرمایه را لااقل در مقابل كاهش قدرت خرید پول محافظت می ‌كند.

۲) سود سهام: سود حاصل از فعالیت شركت صادر كننده‌ی سهام در پایان سال به دارندگان سهام تعلق می‌ گیرد. طبیعی است كه میزان سود هر شركت بستگی به عوامل مختلفی دارد. مدیریت شركت، تقاضای بازار و اوضاع كلی اقتصادی كشور عواملی هستند كه بر میزان سود تأثیر می‌گذارند.

۳) معافیت مالیاتی: شركت‌ هایی كه در بورس تهران پذیرفته می ‌شوند، طبق ماده‌ی ۱۴۳ قانون مالیات ‌های مستقیم، از پرداخت ۱۰ درصد مالیات(كه به موجب ماده ۱۰۵ همان قانون ۲۵ درصد درآمد هر سال شركت را شامل می‌ شود) معاف هستند و طبعا سهام داران به دلیل آن كه، ‌‌این ‌گونه شركت‌ ها مشمول مالیاتی دیگر برای سهام داران نخواهند بود، از‌ این مزایا استفاده می ‌كنند، در ضمن فروش سهام و حق تقدم سهام، تنها مشمول نیم درصد مالیات مقطوع است كه از فروشنده سهام اخذ می ‌شود. علاوه بر موارد فوق، طبق تبصره ۴ ماده ۲۴ همان قانون، ۵۰ درصد ارزش سهام متوفی در شركت ‌های پذیرفته شده در بورس، از شمول مالیات بر ارث معاف است.

۴) حق رأی و ا عمال مدیریت: صاحبان سهام شركت‌ ها، به نسبت تعداد سهامی كه در اختیار دارند، در مجمع عمومی صاحبان سهام حق رأی دارند و می ‌توانند در انتخاب مدیران و تعیین خط‌ مشی ‌‌آینده‌ی شركت مداخله و مشاركت كنند.

۵) تنوع سرمایه‌گذاری: منظور از متنوع كردن سرمایه‌گذاری یك فرد، در یك سبد نگذاشتن همه‌ی تخم مرغ ها برای كاهش ریسك و زیان های احتمالی است. تنوع اوراق بهاداری كه در بورس عرضه می ‌شود به شخص امكان می ‌دهد كه سرمایه‌ی خود را بین سهام گوناگون تقسیم كند.

۶) اطمینان از محل سرمایه‌گذاری: شركت‌ هایی كه سهام‌ شان در بورس اوراق بهادار معامله می‌ شود باید شرایط و ضوابط تعیین شده توسط بورس را مراعات كنند. شركت ‌هایی كه تقاضای عضویت در بورس را می‌ كنند باید شركت سهامی عام بوده و هیچ گونه سهام ترجیحی برای افراد خاص صادر نكرده باشند. شهرت مدیران و صورت های مالی شركت توسط هیئت پذیرش مورد بررسی قرار می ‌گیرد و چنان چه از هر جهت شایستگی ثبت در بورس را داشته باشند، پذیرفته خواهند شد. بدین جهت خریدار سهام آسوده خاطر است كه سهامی كه در بورس معامله می ‌شود متعلق به شركت هایی است كه هنگام پذیرش مورد مطالعه‌ی دقیق قرار گرفته‌اند. سهام شركت‌ های غیر واقعی، با مدیریت ضعیف و دارای ساختار مالی نامناسب در بورس اوراق بهادار جایی ندارند.

۷) حق خرید سهام جدیدالانتشار: سهامداران یك شركت در خرید سهم جدید الانتشار همان شركت، نسبت به سایر خریداران اولویت دارند.‌ این شركت‌ ها در صورت انتشار سهام جدید باید ابتدا آن ها را به سهامداران موجود، به نسبت سهام ‌شان، عرضه كنند.

نكات و عوامل مهم در انتخاب اوراق بهادار

سرمایه‌گذار با خرید یك ورقه‌ی بهادار، ریسك(خطر) را می ‌پذیرد و بازده به دست می ‌آورد. پس مهم ترین عواملی كه در تصمیم‌ گیری برای خرید اوراق بهادار مؤثر است، بازده و ریسك آن در مقایسه با سایر فرصت های سرمایه ‌گذاری است. به همین ترتیب، بازده و ریسك هر ورقه‌ی بهادار، قابل مقایسه با سایر اوراق است. به عبارتی هدف سرمایه‌گذار منطقی‌‌این است كه از میان اوراق بهادار، ورقه بهاداری را انتخاب كند كه از یك سو، در صورت داشتن ریسك مساوی نسبت به سایر اوراق، بیشترین بازدهی را داشته باشد و از سوی دیگر، در صورت داشتن بازده مساوی نسبت به سایر اوراق، حداقل ریسك را داشته باشد. باتوجه به منطق یاد شده، برخی نكات كه می‌ توانند در انتخاب یك ورقه‌ی سهم از میان اوراق سهام موجود مؤثر باشند، به قرار زیر است. البته‌ این نكات جنبه‌ی عام دارند، بنابراین ممكن است درجه‌ی اهمیت آن ها با توجه به نظرگاه ها و خط‌ مشی سرمایه‌ گذاران فرق كند.

۱) قابلیت نقدینگی: قابلیت نقدینگی یك ورقه‌ی سهم به معنای امكان فروش سریع آن است. هر چه سهامی را بتوان سریع تر و با هزینه‌ی كمتری به فروش رساند، قابلیت نقدینگی آن بیشتر است، اوراق بهاداری كه به طور روزانه و به دفعات مكرر معامله می ‌شوند، نسبت به اوراق بهاداری كه با تعداد محدود یا دفعات كم معامله می ‌گردند، قابلیت نقدینگی بیشتر و در نهایت ریسك كمتری دارند. فهرست پنجاه شركت فعال تر بورس كه هر سه ماه‌ یك بار منتشر می ‌شود، راهنمای مناسبی برای انتخاب سهامی است كه از قابلیت نقدینگی برخوردارند.

۲) تعداد سهام در دست عموم: قابلیت نقدینگی یك ورقه‌ی سهم تا حدودی به تعداد سهام در دست عموم بستگی دارد. هر چه تعداد سهامی كه در دست مردم قرار دارد بیشتر باشد، حجم و سرعت گردش معاملات افزایش می ‌یابد و بازار قیمت منصفانه و معقول ‌تری برای آن پیدا می‌ كند. برعكس، هر چه تعداد سهام در دست مردم كمتر باشد، ركود بیشتری بر معاملات سهام حاكم شده و در صورت معامله، قیمت ها شكل یك طرفه(صعودی یا نزولی) به خود می ‌گیرد. تجربه‌ی شركت ‌هایی كه تعداد سهام رایج آن ها كم بوده موید‌‌أین نكته است.

۳) تركیب سهامداران: یكی دیگر از معیارهای مطلوبیت یك ورقه‌ی سهم، تركیب سهام داران مؤسسه‌ یا شركت صادر كننده‌ی آن است. تركیب سهام داران كه در واقع تركیب هیئت مدیره آن را تعیین می كند، می ‌تواند به نفع سهام داران جزء یا سهام داران عمده باشد. در شركت هایی كه اعضای هیئت مدیره‌ی آن ها منتخب سهام داران عمده هستند، ممكن است تصمیماتی اتخاذ شود كه بیشتر در راستای هدف‌ های سهام دار عمده باشد و در مواردی به نفع سهام دار جزء نباشد. چنین تصمیماتی در بازارهای كارا، اثر خود را به خوبی در قیمت سهم نشان می ‌دهد و البته معمولا تأثیر مهمی بر قیمت سهام نمی ‌گذارد، اما در بازارهای غیر كارا كه تا حدودی تحت تأثیر جو بازار قرار می‌ گیرد، می ‌تواند جهت تغییرات قیمت را یك طرفه كند.

۴) سود آوری: مهم ترین عامل برتری یك سهم، قاعدتا" میزان سودآوری آن است. با توجه به‌‌أین كه تعداد سهام منتشره از سوی شركت ها با هم متفاوت است، میزان سودآوری یك هم را نسبت سود هر سهم یا(Earning per share) EPS می ‌سنجد: سود هر سهم = مجموع سود خالص قبل از كسر مالیات/ تعداد سهام منتشره شركت سود هر سهم، مبلغ سود به ازای ارزش اسمی سهام را نشان می‌ دهد. با توجه به ‌‌أین كه ارزش اسمی سهام كلیه‌ی شركت های پذیرفته شده در بورس تهران ۰۰۰،۱ ریالی است و ممكن است قیمت بازار انواع سهام متفاوت باشد، برای مقایسه‌ی شركت ها با یكدیگر، رقم سود نسبت به قیمت بازار، تحت عنوان نسبت E/P سنجیده می ‌شود: بازده جاری سهام = E/ سود هر سهم. P / قیمت بازار سهم هر گاه تمامی عوامل مساوی باشد، هر چه‌‌أین نسبت بالاتر باشد سهام از موقعیت بهتری برخوردار خواهد بود. هر چه میزان سود هر سهم در مقایسه با قیمت بازار سهام بیشتر باشد، به خاطر تقاضایی كه برای آن‌‌ ایجاد می ‌شود، انتظار احتمال افزایش آتی قیمت بالاتر خواهد بود. سهام داران در خرید سهام می ‌توانند از نسبت قیمت بردرآمد(P /E) نیز استفاده كنند كه ‌‌أین نسبت براساس مرتبه بیان می‌ شود و هر چه رقم آن كمتر باشد، بازدهی آن سهم بیشتر خواهد بود: نسبت قیمت بردرآمد E/ قیمت هر سهم، P/ سود هر سهم.

۵) ثبات نسبی سود آوری: استناد به سود هر سهم در یك سال لزوما" مبنای صحیحی برای ارزیابی سهام نیست، چرا كه ممكن است سود سال بعد بسیار كمتر از آن باشد. معیار مهم دیگری كه به هنگام استفاده از نسبت بازده جاری سهام باید مورد نظر قرار داد، ثبات نسبی سودآوری هر سهم است. لازم به‌ یادآوری است كه هر چه میزان انحراف سودآوری سال های گذشته‌ یا سودهای احتمالی آینده نسبت به میانگین سود یا سود مورد انتظار بیشتر باشد، ریسك سهم بالاتر و ارزش آن كمتر خواهد بود، برعكس، هر چه روند سود دهی سال های گذشته و آتی از ثبات بیشتری برخوردار باشد، ریسك كمتر و ارزش سهم بالاتر خواهد بود. با توجه به این كه سرمایه ‌گذاران در ارزیابی سهام تقریبا از ضریب قیمت به درآمد یكسانی در صنایع مختلف استفاده می‌ كنند، در میان انواع اوراق بهاداری كه با یك ضریب قیمت بردرآمد(P /E) یكسان ارزیابی شده‌اند، ورقه‌ی بهاداری كه از سودهای با ثبات ‌تری برخوردار است، به دلیل ‌‌این كه ریسك كمتری دارد، مطلوب ‌تر است.

۶) نسبت سود تقسیمی هر سهم: نسبت سود تقسیمی هر سهم، از تقسیم سود نقدی هر سهم به سود هر سهم به دست می ‌آید. سود نقدی هر سهم(DPS) نسبت سود تقسیمی هر سهم = سود هر سهم(EPS). تفاوت سود نقدی هر سهم و سود هر سهم، مواردی از جمله مالیات، اندوخته قانونی، سایر اندوخته‌ ها و سود (زیان) انباشته را در بر می‌ گیرد. گر چه در ظاهر امر بین شركتی كه سود نسبتا" بالایی تصویب می ‌كند و شركتی كه سود كمی از درآمد خود را تقسیم می‌ نماید تفاوت زیادی وجود ندارد ولی در عمل، به دلیل جو حاكم بر بازار، به ویژه از طرف كسانی كه به درآمد سهام اتكای زیادی دارند، عرضه‌ی سهام شركت هایی كه سود سهام كمی تعیین می ‌كنند، زیاد شده و موجبات كاهش قیمت آن سهم را در بازار فراهم می نماید. از‌‌أین رو، در شرایط تساوی سایر عوامل، شركت هایی كه نسبت سود تقسیمی بالاتری دارند، نسبت به سایر شركت ها، از موقعیت بهتری برخوردارند. اما ‌این نسبت نباید در كوتاه مدت مورد توجه قرار گیرد. به عبارتی دیگر، ارقام یك سال را نمی ‌توان مبنای صحیحی برای قضاوت نسبت به عملكرد همیشگی شركت قرارداد. ممكن است سیاست شركت در سالی اقتضاء كند كه نسبت سود تقسیمی بالایی وضع شود، اما در سایر سال ها، ‌‌أین نسبت رقم پایینی باشد. برای قضاوت صحیح در مورد سیاست تقسیم سود شركت، باید روند تقسیم سود چند سال گذشته شركت را مورد بررسی قرار داد و به استناد آن ها، نحوه‌ی تقسیم سود احتمالی سال های آتی را برآورد كرد.

۷) ارزش ویژه‌ی هر سهم: ارزش ویژه‌ی هر سهم از نسبت حقوق صاحبان سهام (سرمایه + اندوخته‌ی طرح و توسعه + اندوخته‌ی قانونی + اندوخته‌ی احتیاطی+ سود انباشته) به تعداد سهام منتشره به دست می ‌آید و در مقایسه با ارزش اسمی هر سهم سنجیده‌ می شود. هر چه ارزش ویژه‌ی هر سهم از قیمت اسمی سهام بیشتر باشد، سهام آن شركت از موقعیت و استحكام بالاتری برخوردار است.

۸) بافت مالی شركت: بافت تأمین مالی كه شامل بدهی ‌ها و حقوق صاحبان سهام است، تأثیر بسزایی در عملكرد و سودآوری شركت دارد. هر چه‌ بدهی بیشتر باشد، به خاطر خاصیت اهرمی بدهی، سودآوری نیز بالاتر خواهد بود. ولی خطر ناتوانی شركت در ایفای تعهداتش نیز بیشتر می ‌شود، بنابراین ریسك شركت نیز بالاتر خواهد بود و بالعكس.

۹) مهلت و تاریخ پرداخت سود سهام: طبق ماده ۲۴۰ قانون تجارت، در صورتی كه مجمع عمومی عادی سودی را تصویب كند، شركت باید ظرف مدت ۸ ماه از تاریخ تصویب، آن را به سهامداران بپردازد. وجود ‌‌این ماده‌ی قانونی، یك مهلت پرداخت ۸ ماهه برای شركت ها به وجود می ‌آورد. در مقام مقایسه، هر چه سود نقدی هر سهم سریع تر پرداخت شود، برای سهام داران مفیدتر است، چرا كه اولا" مشمول تورم و كاهش ارزش پول نمی ‌شود و ثانیا" سهام دار می ‌تواند وجوه خود را دوباره سرمایه ‌گذاری كرده و از بابت آن بازده به دست آورد. بنابراین در میان شركت ‌هایی كه سود سهام نقدی اعلام می‌ كنند، آن شركتی مطلوب تر است كه سود سهام خود را سریع تر از دیگران می ‌پردازد.

۱۰) انتشار مستمر اطلاعات و اخبار نسبی: در صورتی كه شركت ‌ها در ارائه‌ی اطلاعات شفاف مالی یا هر گونه اخبار در زمینه‌ی وضعیت شركت به سهام داران نهایت تلاش را بكنند، سهام داران با داشتن اطلاعات كافی، می ‌توانند اقدام به خرید و فروش سهام نمایند.

۱۱) عمر شركت و میزان استهلاك ماشین آلات: هر چه شركت‌ ها از ماشین ‌آلات جدید با تكنولوژی پیشرفته‌تر استفاده كنند، در تولید موفق ‌تر هستند، و شركت هایی كه عمر ماشین ‌آلات آن ها به پایان رسیده‌ یا آن كه استهلاك بالایی دارند، ممكن است در طول سال به دلیل خرابی دستگاه ها وقفه‌ی زمانی در تولید داشته باشند و نتوانند به تعهدات خود عمل كنند و ‌‌أین در سودآوری شركت بی تأثیر نخواهد بود.

۱۲) نوع شركت و صنعت مربوطه: در هر برهه‌ای از زمان، با توجه به شرایط اقتصادی كشور و خط ‌مشی اعمال شده توسط دست ‌اندركاران اقتصادی، شاهد تأثیرگذاری ‌های متفاوتی بر روی صنایع مختلف خواهیم بود. فعالیت اقتصادی شركت های تولیدی و صنعتی با توجه به تقاضای بازار برای كالای تولید شده می ‌تواند در سودآوری آن نقش بسزایی داشته باشد. به عنوان مثال، شركتی كه عرضه كننده‌ی انحصاری كالای خاصی به‌ یك بازار باشد، می ‌تواند بر قیمت آن اعمال قدرت بیشتری نماید و در نتیجه سود بالای شركت مزبور تضمین شده است؛ یا دولت می ‌تواند به منظور حمایت از صنایع داخلی بر روی كالاهای مشابه خارجی تعرفه و حقوق گمركی نسبتا" زیادی وضع كند، یا در مواردی ممنوعیت ورود اعلام نماید. در چنین حالتی تقاضا برای محصولات داخلی حفظ می ‌شود یا افزایش می ‌یابد و نهایتا" پیش ‌بینی ‌های فروش شركت و سودآوری آن تحقق می ‌یابد.

۱۳) تصمیمات كلان اقتصادی و عوامل سیاسی – اجتماعی: تصمیمات كلان اقتصادی و رویدادهای اجتماعی و سیاسی و پیش بینی تأثیر احتمالی هر یك از آن ها بر اقتصاد كشور می ‌تواند در تصمیم‌ گیری سهام دار در خرید و فروش سهام شركت ها نقش عمده ‌ای داشته باشد. دامنه‌ی ‌‌این عوامل بسیار متنوع است و طیف گسترده‌ای را در بر می‌ گیرد. عواملی مانند نرخ تورم، بیكاری، اشتغال سبد هزینه ای خانوار، توزیع در آمد و … برخی از عوامل مهم اقتصادی است كه بر وضعیت بازار سهام تأثیر مهمی دارد. هم چنین عوامل سیاسی- اجتماعی، مانند بروز تنش‌ ها، رخدادهای مهم سیاسی داخلی و بین‌ المللی و … نیز، به نوبه‌ی خود می ‌تواند بر اوضاع عمومی بازار سهام آثار مثبت یا منفی بگذارد. گفتنی است دو عامل نوع صنعت و اقتصاد كلان و عوامل سیاسی- اجتماعی جزو عوامل بیرونی هستند كه غالبا" شركت‌ ها و خود بورس بر آن ها كنترلی ندارند و مابقی عوامل یاد شده از عوامل درونی شركت ‌ها به شمار می ‌روند. 

منبع: پارس تاجران



نوشته شده توسط تیم سودآوران ایران در سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 و ساعت 08:44 ب.ظ [+] | نظرات داغ کن - کلوب دات کام ()








با گذاشتن ایمیل خود در این قسمت آخرین مطالب بصورت خودكار برای شما ارسال میگردد:
















بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد



برای کسب درآمد چه سایتهایی رو پیشنهاد میکنید •